بلاقا گؤره بؤلوم لر
یولداش لار
سایغاج جكستان پَــ نَــ پَــ جكستان پَــ نَــ پَــ شنبه 2 اردیبهشت 1391 :: نويسنده : محمد حسين
پ ن پ جوك و اس ام اس به دوستم ميگم خودكارو بده ميگه چيزي ميخواي بنويسي؟ سر جلسه امتحان به دختره ميگم سواله 8 چي ميشه؟ميگه تقلب ميخواي؟
به مامانم ميگم: فكر كنم ديگه وقتشه از تنهايي در بيام،هر چي باشه بيست و شش سالمه مامان... توالتم،در رو مي زنه،سرفه مي كنم،ميگه يعني نيام تو،گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اگه دستات تميزه بيا واسم طهارت بگير صبح پاشدم به زور، دارم لباس ميپوشم، بابام ميگه كلاس داري؟! ميگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ نگران لباسم شدم پاشدم ببينم هنوز اندازمه يا نه به داداشم ميگم برو عصاي آقاجون رو بيار؛ به دوستم ميگم يه ذره حجابتو درست كن ... ميگيرن ! تو خيابون مارو دست تو دست باهم ديده ... از اين مدلها كه مثلاً مُچمونو گرفته ... سر كلاس دستمو بلند كردم استاد ميگه سوال داري ؟ زنگ زدم به استاد، ميگه چيه نمره ميخواي؟ رفتم به همسايه مون مي گم تخم مرغ داري؟ تي شرت « دي اند جي » پوشيدم ...داداشم ميگه « دولچه ، گابانا » ست؟ ميگم خيام... مامانم تلفن زده ميگه زود بيا خونه اين مانتو رو بگير ببر براي مامان بزرگت گفتم كجاست؟خونست؟؟؟ ميگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ گشت ارشاد گرفتتش تو كلانتري محله! يه عكس جديد گرفتم، به دوستم نشون ميدم ميگه آخِى تويى ؟؟؟؟؟؟؟ ميگم پَ نَ پَ عكس عمه جانِ خدا بيامرزمه اوردم ببينى چه شباهتى به هم داشتيم. سوار اتوبوس بودم ! به ايستگاه آخر كه رسيديم پول رو دادم به راننده ميگه شما هم پياده ميشي ؟ گفتم پـــــ نه پــــــــــــ اين پول رو دادم واسه آيندگان پس انداز كني ! من خودم تا آخر خط باهاتم ، هيچ وقت تنهات نميذارم ! تا آخرين قطره خونم ............... !!!! رفتيم خواستگاري , پدر دختره برگشته ميگه , حالا شما قصد ازدواج دارين ؟؟ ![]() بؤلوم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ 91 |
||
باغلانتی لار
سون یازیلار
آرشیو
|
||