بلاقا گؤره بؤلوم لر
یولداش لار
سایغاج جكستان پَــ نَــ پَــ جكستان پَــ نَــ پَــ شنبه 2 اردیبهشت 1391 :: نويسنده : محمد حسين
جملات جديد ميرم بستني فروشي ياروميگه يستني ميخواي؟ ميرم سينما برا ديدن فيلم جلو گيشه بليط فروشي يارو بليط فروشه ميپرسه بليط مي خواي ؟ ميرم سينما برا ديدن فيلم جلو گيشه بليط فروشي يارو بليط فروشه ميپرسه بليط مي خواي ؟ دستمال كاغذي گرد كردم گذاشتم تو بينيم مامان بزرگم ميگه بينيت خون اومده؟ پـَـــ نــه پـَـــ ديدم از دماغم داره هوا مياد. گفتم حتما پنچر شدم فعلا اينو رد كنم كه بادم خالي نشه رفتم مغازه ميگم CD داريد؟ ميگه خام؟ پـــ نــه پــــــ تنوري باشه با قارچ و پنير ميگه شما تو خونه همش سه تا بچه اين؟؟؟ دوست دخترم ميپرسه تو هم مثل من به طبيعت و دريا و گل و چيزاي رمانتيك علاقه داري؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ من فقط به زباله دوني و آشغال و توالت عمومي و چيزاي چنش آور علاقه دارم سر صبح جمعه از سروصداي زياد از خواب بلند شدم ،رفتم آشپزخونه ميبينم بابام هي داره دره يخچالو باز ميكنه باز ميبنده ،بهش ميگم چي شده سر صبح خراب شده ؟ نشستيم همه داريم فيلم مي بينيم، به رفيقم ميگم يكم تلويزيونو بچرخون ؛ دارم چايي ميخورم داغ بود سوختم. بابام مي پرسه سوختي؟ ميگم پ نه پ رفتم مرحله بعد سر جلسه امتحان ميگم استاد چقدر وقت داريم؟ ميگه تا آخر امتحان؟ پَـــ نَه پـَـــ تا ظهور امام زمان به همكارم ميگم همين الان يه فيلم باحال دانلود كردم، ميگه از تو اينترنت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ از تو كانال كولر، اتفاقاً پهناي باندشم زياده، قطعي هم نداره مامان و بابام موقع جابه جا كردن مبل يكدفعه ولش كردند رو پام اشكم در اومده، تازه ميپرسن دردت اومد؟ پ نــه پ از اينكه ميبينم رابطه شما دوتا انقدر خوبه و با هم همكاري ميكنيد، دارم اشك شوق ميريزم رفتم ساعت سازي به يارو ميگم ساعتم كار نميكنه، ميپرسه يعني درستش كنم؟ پــــــ نه پـــــــــ باهاش صحبت كن سر عقل بياد بره سر كار تو فرودگاه دارم با رفيقم حرف ميزنم يارو داره رد ميشه ميپرسه: شما ايراني هستين؟ دارم ميرم تو دانشگاه يارو دم در جلومو گرفته ميگه آقا شما دانشجوي همين دانشگاهيد؟ ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دانشجوي دانشگاه آكسفوردم، درس تفسير قرآن رو اينجا واحد ميهمان گرفتم رفتم دكتر از منشيه ميپرسم دكتر هست؟ ميگه بله ميخواييد بريد پيششون؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببينم اگه اين وقت شب هنوز تو مطبند، تلاش شبانه روزيشون رو سرمشق زندگيم قرار بدم و برم جمعه كوير بودم تو گوشيم ماسه رفته خراب شده بابام داشت Next Persian Star نگاه ميكرد، شركت كنده هه گفت: "هيئت '""ژولي""" نظر خاصي نداشتن" بعد بابام گفت : اِ اِ اِ اِ اينام هيئت ژولين؟؟؟ پـــــَ نه پـــــــُ اينا پولي ن كه باهم ميشه ژولي پولي !!! والـــــــــــــا!!! داداشم رفته خواستگاري دختره با سيني چاي اومده كه چاي رو بگردنه.مامانم گفته:ماشاا...هزارماشاا...عروس خانم ايشونن؟ كابل برق تو كوچه قطع شده افتاده رو زمين,زنگ زديم اداره ي برق ميگيم كابل كوچمون قطع شده ,يارو ميگه برقم قطع شده؟؟؟ميگم پ ن پ زنگ زدم بگم اگه برق اداره ي شما رفته زحمت نكشيد نياييد ما درستش ميكنيم تو سرما مثل بيد داشتم ميلرزيدم منتظر تاكسي بودم ، بعد عمري يه تاكسي اومده وقتي سوار تاكسي شدم رانندهه ميگه سرماس؟؟؟ گفتم: پـَـــ نَـــ پَــــ گرماس!!! منم دلم هواي بندر كرده دارم بندري ميرقصم!!! يارو ميميره شب اول قبرش دو نفر ميان بالا سرش، ميگه شما نكير و منكرين؟ ميگن (( پ نه پ)) كامران هومنيم، اومديم بالا سرت بگيم تو خودت نمره بيستي..: يك ساعته از بيرون صداي قارقار مياد...داداشم ميگه صداي كلاغه؟ جلو در پاركينگ وايساده.در رو باز كردم.ميگه: ميخواي ماشينت رو بياري بيرون؟؟ پَ نه پَ در رو باز كردم هواي كوچه عوض بشه. پشت در اتاق عمل وايستادم منتظر دكترم كه برم براي زايمان... پرستاره اومده نگام ميكنه ميگه زاءو شمايي؟... ميگم پـَـ نـَـ پـَـ خواهرمه.. ترسيده منو فرستاده جاش!!!!... تربيت بدني داشتيم داريم واليبال بازي ميكنيم يه دختره اومده ميگه ببخشيد تربيت بدنيه رفيقم اومده خونمون! وضو گرفته ميخواد نماز بخونه!مي پرسه قبله كدوم طرفه؟! ميگم:ميخواي نماز بخوني؟! ميگه: پـَـ نـَـ پـَـ ميخوام ديش ماهوارتو تنظيم كنم!!! ![]() بؤلوم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ 91 |
||
باغلانتی لار
سون یازیلار
آرشیو
|
||